محاسبهگر نقشه طراحی انسان
اطلاعات تولد خود را وارد کنید تا بادیگراف طراحی انسان شما محاسبه شود و طرح انرژیک منحصربهفرد شما آشکار گردد.
طراحی انسان چیست؟
طراحی انسان یک سیستم خودشناسی است که نجوم، آی چینگ، قبالا، سیستم چاکرای هندو و فیزیک کوانتوم را با هم ترکیب میکند. نشان میدهد چگونه انرژی از بدن و ذهن منحصربهفرد شما جریان مییابد و استراتژی تصمیمگیری و مرجعیت اعتماد به آن را آشکار میسازد.
چگونه کار میکند
نقشه طراحی انسان شما با استفاده از دو لحظه محاسبه میشود: لحظه تولد شما (شخصیت یا خود آگاه) و لحظهای ۸۸ درجه قوس خورشیدی پیش از تولد (طراحی یا بدن ناخودآگاه).
پنج نوع
هر انسان به یکی از پنج نوع انرژی تعلق دارد: مولد، مولد ظهوردهنده، فرافکن، ظهوردهنده یا بازتابکننده. نوع شما استراتژی شما را برای حرکت در زندگی با کمترین مقاومت تعیین میکند.
whatIsHumanDesign
fiveTypes
authoritiesExplained
centersExplained
livingYourDesign
FAQ
طراحی انسانی چه فرقی با اخترشناسی دارد؟
طراحی انسانی مثل اخترشناسی از دادههای تولدت استفاده میکند، اما از آنجا به بعد جدا میشوند. اخترشناسی موقعیت سیارهها در برجها و خانهها را تفسیر میکند تا ویژگیهای شخصیتی، گرایشها و مضامین زندگی را توصیف کند. طراحی انسانی آن موقعیتها را روی چرخه هگزاگرام ایچینگ نقشهبرداری میکند و دروازهها، کانالها و مراکز خاصی در بادیگراف فعال میشوند. خروجی اساساً متفاوت است: اخترشناسی توصیف شخصیتی میدهد؛ طراحی انسانی راهنمای عملیاتی مکانیکی. مشخصاً به تو میگوید چطور تصمیم بگیری (مرجع)، چطور با جهان تعامل کنی (استراتژی) و انرژیات کجا ثابت است در مقابل شرطیشده. طراحی انسانی همچنین ایچینگ، کابالا و سیستم چاکرا را ترکیب میکند و آن را یک ترکیب میسازد نه شاخهای از اخترشناسی. خیلیها در هر دو سیستم ارزش مییابند: اخترشناسی برای عمق روانشناختی و زمانبندی، طراحی انسانی برای تصمیمگیری عملی روزانه.
مرکز تعریفشده یا تعریفنشده یعنی چه؟
مرکز تعریفشده (رنگی در بادیگراف) نماینده انرژیای است که بهطور ثابت در تو عمل میکند. میتوانی رویش حساب کنی. مثلاً مرکز ساکرال تعریفشده یعنی دسترسی ثابت به نیروی حیات و انرژی کاری داری. مرکز تعریفنشده (سفید) آن انرژی را خودش تولید نمیکند. در عوض، انرژی را از افراد و محیط اطراف دریافت و تقویت میکند. ساکرال باز به معنی نداشتن انرژی نیست؛ یعنی سطح انرژیات بسته به اینکه با کی هستی تغییر میکند. مراکز تعریفشده ویژگیهای قابل اتکای تو هستند. مراکز تعریفنشده جایی هستند که بیشتر به یادگیری، حکمت و همچنین شرطیشدگی باز هستی. حکمت مراکز تعریفنشده از تجربه میآید: چون بیانهای مختلف آن انرژی را نمونهبرداری میکنی، سرانجام میتوانی دربارهاش حکیم شوی. تله این است که با انرژیای که مال تو نیست همذاتپنداری کنی و از تلاش برای حفظش فرسوده شوی.
چطور تیپ طراحی انسانیام را پیدا کنم؟
به سه اطلاعات نیاز داری: تاریخ تولد، ساعت تولد و مکان تولد. اینها را در ابزار طراحی انسانی مثل همین صفحه وارد کن و نرمافزار بر اساس اینکه کدام مراکز، دروازهها و کانالها در بادیگرافت فعال هستند تیپت را تعیین میکند. تیپ از پیکربندی مراکز تعریفشده و اتصال موتورهایشان به مرکز گلو مشخص میشود. ژنراتورها مرکز ساکرال تعریفشده دارند. ژنراتورهای تجلیگر ساکرال تعریفشده با اتصال موتور-به-گلو دارند. منیفستورها اتصال موتور-به-گلو دارند بدون ساکرال تعریفشده. پروژکتورها نه تعریف ساکرال دارند نه اتصال موتور-به-گلو. بازتابگرها هیچ مرکز تعریفشدهای ندارند. دقت ساعت تولد مهم است: محاسبه طراحی (۸۸ درجه قوس خورشیدی قبل از تولد) حتی با تغییرات کوچک ساعت جابهجا میشود و ممکن است فعالسازی دروازهها و احتمالاً تیپ، پروفایل یا مرجعت را تغییر دهد.
اهمیت عدد پروفایلم چیست؟
پروفایل به صورت دو عدد بیان میشود (مثل ۳/۵، ۱/۳ یا ۶/۲) و لباسی که در زندگی میپوشی را توصیف میکند: چطور یاد میگیری، با دیگران تعامل میکنی و هدفت را محقق میکنی. عدد اول از خط دروازه خورشید شخصیت (آگاه) و دوم از خط دروازه خورشید طراحی (ناخودآگاه) میآید. شش خط وجود دارد و هر کدام ویژگیهای متمایزی دارند. خط ۱ محقق است که به پایه محکم دانش نیاز دارد. خط ۲ گوشهنشین است، ذاتاً با استعداد اما نیازمند تنهایی. خط ۳ آزمایشگر است که از طریق آزمون و خطا یاد میگیرد. خط ۴ فرصتطلب است که از طریق شبکهها و روابط عمل میکند. خط ۵ نجاتدهنده است که دیگران انتظار حل مشکل از او دارند. خط ۶ الگو است که در سه مرحله زندگی میکند: آزمایش (تولد تا ۳۰)، عقبنشینی به پشتبام (۳۰ تا ۵۰) و قدم گذاشتن به حکمت (بعد از ۵۰). پروفایل شکل تعامل تو با جهان و انتظارات دیگران از تو را میسازد.
آیا طراحی انسانی برای تصمیمات شغلی کمک میکند؟
طراحی انسانی چارچوبی برای همراستایی شغلی بر اساس تیپ و مرجعت ارائه میدهد، نه تستهای استعداد یا روندهای بازار. ژنراتورها وقتی کاری پیدا کنند که پاسخ ساکرالشان را فعال کند شکوفا میشوند. رشته خاص کمتر اهمیت دارد تا اینکه آیا وظایف روزانه رضایت واقعی تولید میکنند. ژنراتوری که از تحلیل صفحهگسترده روشن میشود همراستاتر از کسی است که خودش را مجبور به نقش پرستیژی میکند که ناکامش میکند. پروژکتورها برای هدایت و مدیریت طراحی شدهاند و در نقشهایی که تخصصشان شناخته شود عالی هستند: مشاوره، کوچینگ، آموزش، مدیریت. با ساعات کمتر و تأثیر بیشتر بهتر عمل میکنند تا خرد کردن خود در هفته کاری استاندارد. منیفستورها به استقلال نیاز دارند. نقشهایی با سلسلهمراتب سخت و تأییدهای مداوم خشم تولید میکند. وقتی بتوانند مستقلاً پروژهها را آغاز کنند شکوفا میشوند. تصمیمات شغلی باید از فیلتر مرجعت بگذرند: مرجع عاطفی یعنی روی پیشنهاد شغلی بزرگ بخواب، مرجع ساکرال یعنی پاسخ شکمیات را چک کن. طراحی انسانی شغلهای خاص تجویز نمیکند بلکه کمک میکند تشخیص دهی کدام فرصتها با انرژیات همراستاست و کدام تخلیهات میکند.