محاسبه‌گر نقشه طراحی انسان

اطلاعات تولد خود را وارد کنید تا بادی‌گراف طراحی انسان شما محاسبه شود و طرح انرژیک منحصربه‌فرد شما آشکار گردد.

طراحی انسان چیست؟

طراحی انسان یک سیستم خودشناسی است که نجوم، آی چینگ، قبالا، سیستم چاکرای هندو و فیزیک کوانتوم را با هم ترکیب می‌کند. نشان می‌دهد چگونه انرژی از بدن و ذهن منحصربه‌فرد شما جریان می‌یابد و استراتژی تصمیم‌گیری و مرجعیت اعتماد به آن را آشکار می‌سازد.

چگونه کار می‌کند

نقشه طراحی انسان شما با استفاده از دو لحظه محاسبه می‌شود: لحظه تولد شما (شخصیت یا خود آگاه) و لحظه‌ای ۸۸ درجه قوس خورشیدی پیش از تولد (طراحی یا بدن ناخودآگاه).

پنج نوع

هر انسان به یکی از پنج نوع انرژی تعلق دارد: مولد، مولد ظهوردهنده، فرافکن، ظهوردهنده یا بازتاب‌کننده. نوع شما استراتژی شما را برای حرکت در زندگی با کمترین مقاومت تعیین می‌کند.

whatIsHumanDesign

طراحی انسانی سیستمی برای خودشناسی است که در سال ۱۹۸۷ پدید آمد، وقتی مردی به نام را اورو هو گزارش داد طی هشت روز در جزیره ایبیزا یک انتقال مفصل دریافت کرده. آنچه پدید آمد ترکیبی از چهار سنت کهن و دانش مدرن بود: ای‌چینگ چینی (۶۴ هگزاگرام)، سیستم چاکرای هندو-براهمنی (مراکز انرژی)، درخت حیات کابالایی (مسیرهای آگاهی) و اختر‌شناسی غربی (موقعیت سیاره‌ها هنگام تولد) که همه روی نموداری به نام بادی‌گراف نقشه‌برداری شده‌اند. این سیستم به هر فرد یکی از پنج تیپ انرژی، یک مرجع تصمیم‌گیری خاص، یک پروفایل که نقشش در زندگی را توصیف می‌کند و نقشه مفصلی از مراکز تعریف‌شده و تعریف‌نشده، دروازه‌ها و کانال‌ها اختصاص می‌دهد. بر خلاف تست‌های شخصیت که به رفتار خودگزارش‌شده متکی هستند، طراحی انسانی از داده‌های تولد محاسبه می‌شود: تاریخ، ساعت دقیق و مکان. نمودار دو لحظه فعال‌سازی را ثبت می‌کند. اول لحظه تولد است که شخصیت (خود آگاه) نامیده می‌شود. دوم نقطه‌ای تقریباً ۸۸ درجه قوس خورشیدی قبل از تولد، حدوداً ۸۸ روز پیش از آن، است که طراحی (بدن ناخودآگاه) نامیده می‌شود. این دو نقطه داده دروازه‌های خاصی در چرخه ای‌چینگ را فعال می‌کنند که سپس کانال‌ها را روشن و مراکز بادی‌گراف را تعریف می‌کنند. نتیجه یک نقشه مکانیکی از نحوه عملکرد انرژی توست. طرفداران آن را نه یک سیستم اعتقادی بلکه یک آزمایش توصیف می‌کنند: مدتی طبق استراتژی و مرجع تیپت زندگی کن و ببین آیا مقاومت زندگی کمتر می‌شود.

fiveTypes

هر فرد در طراحی انسانی به یکی از پنج تیپ انرژی تعلق دارد و هر کدام کیفیت هاله، استراتژی و نقش متمایزی در جمع دارد. ژنراتورها حدود ۳۷ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. نیروی حیات بشریت هستند و برای یافتن کاری که عاشقش هستند و پاسخ دادن به زندگی طراحی شده‌اند، نه آغاز کردن. استراتژی‌شان «پاسخ دادن» است: منتظر می‌مانند چیزی در دنیای بیرون مرکز ساکرال‌شان را فعال کند قبل از متعهد کردن انرژی. وقتی ژنراتور با یک «آره» شکمی روشن می‌شود، نیروی پایدار دارد. وقتی آغاز را مجبور می‌کند، خسته و ناکام می‌شود. ژنراتور تجلی‌گر، حدود ۳۳ درصد، انرژی ساکرال ژنراتور را با ظرفیت آغازگری منیفستور ترکیب می‌کند. استراتژی‌شان «پاسخ دادن، بعد اطلاع دادن» است. چندعلاقه‌ای و سریع‌اند و اغلب مراحل را رد می‌کنند. پروژکتورها، حدود ۲۰ درصد، دسترسی ثابتی به انرژی ساکرال ندارند. برای هدایت و مدیریت انرژی ژنراتورها طراحی شده‌اند. استراتژی‌شان «منتظر دعوت بودن» است، به‌ویژه برای تصمیمات بزرگ زندگی مثل حرفه، رابطه و محل سکونت. بدون شناخت و دعوت، پروژکتورها خطر تلخی و فرسودگی از کار بیش از حد روی سیستم انرژی‌ای که برای کار مداوم ساخته نشده را دارند. منیفستورها، حدود ۸ درصد، تنها تیپی هستند که برای آغاز مستقل عمل طراحی شده‌اند. استراتژی‌شان «اطلاع دادن» قبل از عمل است، چون هاله قدرتمند و بسته‌شان می‌تواند برای دیگران سنگین باشد. وقتی منیفستورها اطلاع می‌دهند، مقاومت و خشم کاهش می‌یابد. بازتاب‌گرها نادرترین تیپ هستند، حدود ۱ درصد. هیچ مرکز تعریف‌شده‌ای ندارند و عمیقاً حساس به محیط‌شان هستند. استراتژی‌شان «منتظر ماندن یک چرخه ماه» (تقریباً ۲۹ روز) قبل از تصمیمات بزرگ است تا ماه از هر دروازه نقشه‌شان عبور کند و نمونه کاملی از دیدگاه‌ها بدهد.

authoritiesExplained

مرجع درونی پاسخ طراحی انسانی به این سؤال است: «چطور تصمیم درست بگیرم؟» هر فرد یک نوع مرجع دارد که مشخص می‌شود کدام مراکز در نمودارش تعریف شده‌اند. مرجع عاطفی (شبکه خورشیدی) رایج‌ترین است. افراد با این مرجع موج عاطفی‌ای تجربه می‌کنند که بالا و پایین می‌رود. قانون‌شان: هرگز در اوج هیجان یا ته ناامیدی تصمیم نگیر. منتظر شفافیت عاطفی بمان که وقتی موج در جای آرام و خنثی می‌نشیند می‌آید. صبر تمام تمرین است. مرجع ساکرال متعلق به ژنراتورها و ژنراتورهای تجلی‌گر بدون شبکه خورشیدی تعریف‌شده است. تصمیم‌هایشان از پاسخ‌های شکمی می‌آید: حس‌ها یا صداهایی که بله یا نه را نشان می‌دهند. ساکرال در لحظه حرف می‌زند: کشش گرم به سمت چیزی یا «نه» مسطح و منقبض. مرجع طحالی از طریق مرکز طحال عمل می‌کند، هوش بقای بدن. یک بار حرف می‌زند، در لحظه، به شکل شهود یا غریزه آرام. از دستش بدهی تکرار نمی‌کند. افراد با مرجع طحالی باید به دانستن فوری بدون انتظار برای توجیه منطقی اعتماد کنند. مرجع ایگو/قلب نادر است و مرکز قلب تعریف‌شده و اراده‌اش را درگیر می‌کند. تصمیم‌ها با آنچه فرد واقعاً اراده تعهد دارد هم‌راستا می‌شود. مرجع خودپرتاب‌شده به شنیدن صدای خودت متکی است. با بحث درباره گزینه‌ها بلند، فرد حقیقت را در صدایش تشخیص می‌دهد. مرجع ذهنی (بیرونی) که در بعضی پروژکتورها بدون مرکز تعریف‌شده زیر گلو یافت می‌شود، نیاز به بحث تصمیم با هم‌صداهای مورد اعتماد دارد. مرجع ماهی منحصراً به بازتاب‌گرها تعلق دارد که انرژی هر گذر ماهی را نمونه‌برداری می‌کنند قبل از رسیدن به شفافیت.

centersExplained

بادی‌گراف نه مرکز دارد و هر کدام نوع خاصی از انرژی یا هوش را اداره می‌کند. هر مرکز یا تعریف‌شده است (رنگی، انرژی ثابت) یا تعریف‌نشده/باز (سفید، پذیرای تأثیر بیرون). مرکز سر در بالای نمودار قرار دارد و بر الهام و فشار ذهنی حکم می‌راند. وقتی تعریف شده، فرد سؤال‌ها و الهام‌های خودش را تولید می‌کند. وقتی باز، فشار ذهنی اطرافیان را جذب و تقویت می‌کند. مرکز آجنا اطلاعات را پردازش و نظرات را شکل می‌دهد. آجنای تعریف‌شده به شیوه ثابت و قابل اتکایی فکر می‌کند. آجنای باز دیدگاه‌های متعدد می‌بیند اما ممکن است با قطعیت دست‌وپنجه نرم کند. مرکز گلو قطب ارتباط و تجلی است. تنها مرکزی است که به عمل در دنیای بیرون متصل است. مرکز جی (خود/هویت) بر هویت، جهت و عشق حکم می‌راند. جی تعریف‌شده حس ثابتی از خود دارد. جی باز توسط مکان و افراد شکل می‌گیرد. مرکز قلب/ایگو اراده و دنیای مادی را کنترل می‌کند: پول، ارزش شخصی و قول‌ها. قلب تعریف‌شده اراده ثابت دارد. قلب باز باید از دادن قول زیر فشار اجتناب کند. مرکز ساکرال موتور ژنراتور است. ساکرال تعریف‌شده نیروی حیات و انرژی کاری پایدار دارد. ساکرال باز این را ندارد و باید انرژی را با دقت مدیریت کند. مرکز شبکه خورشیدی بر احساسات حکم می‌راند. شبکه خورشیدی تعریف‌شده موج‌های عاطفی تجربه می‌کند. باز احساسات دیگران را جذب و تقویت می‌کند. مرکز طحال غریزه بقا، سلامت و زمان‌بندی را مدیریت می‌کند. طحال تعریف‌شده شهود ثابت دارد. طحال باز ممکن است به چیزها و آدم‌ها بعد از موعدشان بچسبد. مرکز ریشه فشار آدرنالینی و انگیزه تولید می‌کند. ریشه تعریف‌شده استرس را به‌طور ثابت مدیریت می‌کند. ریشه باز می‌تواند از فشار عجله غرق شود.

livingYourDesign

زندگی طبق طراحی‌ات یعنی آزمایش استراتژی و مرجع تیپت در زندگی روزمره. برای ژنراتورها، آزمایش با توجه به آنچه پاسخ می‌دهی شروع می‌شود. به جای اجبار برنامه‌ها، ببین چه چیزی مرکز ساکرالت را روشن می‌کند، آن حس شکمی هیجان یا رضایت. کوچک شروع کن: بگذار بدنت انتخاب‌های غذا، فعالیت و دعوت‌های اجتماعی را هدایت کند. برای پروژکتورها، آزمایش شامل منتظر ماندن برای شناخت واقعی قبل از ارائه راهنمایی‌شان است. این یعنی غیرفعال بودن نیست؛ یعنی خودت را جایی قرار بده که افراد درست بتوانند ببینندت، عمیقاً آنچه علاقه‌مندی مطالعه کن و اعتماد کن که دعوت‌ها وقتی انرژی‌ات درست باشد می‌آیند. منیفستورها اطلاع دادن به افرادی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند را قبل از عمل تمرین می‌کنند. این مقاومتی که معمولاً با آن مواجه می‌شوند را کاهش و خشم را به آرامش تبدیل می‌کند. بازتاب‌گرها صبر تمرین می‌کنند: چرخه ماه را دنبال کن، ببین دیدگاهت روز به روز چطور تغییر می‌کند و تصمیم‌ها را عجله نکن. صرف‌نظر از تیپ، فرآیند شامل چیزی است که طراحی انسانی «شرطی‌زدایی» می‌نامد: رها کردن تدریجی عادت‌ها، باورها و انتظاراتی که از خانواده، فرهنگ و آموزش جذب کردی و با طراحی واقعی‌ات هم‌راستا نیستند. شرطی‌زدایی حدود هفت سال طول می‌کشد، یک چرخه کامل نوسازی سلولی. بیشتر مردم ظرف هفته‌ها تغییراتی با دنبال کردن استراتژی‌شان می‌بینند. کلید این است که آن را یک آزمایش سطح بدن ببینی، نه یک باور ذهنی. ببین وقتی به جای توجیهات ذهنت از مرجعت پیروی می‌کنی چه اتفاقی می‌افتد.

FAQ

طراحی انسانی چه فرقی با اختر‌شناسی دارد؟

طراحی انسانی مثل اختر‌شناسی از داده‌های تولدت استفاده می‌کند، اما از آنجا به بعد جدا می‌شوند. اختر‌شناسی موقعیت سیاره‌ها در برج‌ها و خانه‌ها را تفسیر می‌کند تا ویژگی‌های شخصیتی، گرایش‌ها و مضامین زندگی را توصیف کند. طراحی انسانی آن موقعیت‌ها را روی چرخه هگزاگرام ای‌چینگ نقشه‌برداری می‌کند و دروازه‌ها، کانال‌ها و مراکز خاصی در بادی‌گراف فعال می‌شوند. خروجی اساساً متفاوت است: اختر‌شناسی توصیف شخصیتی می‌دهد؛ طراحی انسانی راهنمای عملیاتی مکانیکی. مشخصاً به تو می‌گوید چطور تصمیم بگیری (مرجع)، چطور با جهان تعامل کنی (استراتژی) و انرژی‌ات کجا ثابت است در مقابل شرطی‌شده. طراحی انسانی همچنین ای‌چینگ، کابالا و سیستم چاکرا را ترکیب می‌کند و آن را یک ترکیب می‌سازد نه شاخه‌ای از اختر‌شناسی. خیلی‌ها در هر دو سیستم ارزش می‌یابند: اختر‌شناسی برای عمق روان‌شناختی و زمان‌بندی، طراحی انسانی برای تصمیم‌گیری عملی روزانه.

مرکز تعریف‌شده یا تعریف‌نشده یعنی چه؟

مرکز تعریف‌شده (رنگی در بادی‌گراف) نماینده انرژی‌ای است که به‌طور ثابت در تو عمل می‌کند. می‌توانی رویش حساب کنی. مثلاً مرکز ساکرال تعریف‌شده یعنی دسترسی ثابت به نیروی حیات و انرژی کاری داری. مرکز تعریف‌نشده (سفید) آن انرژی را خودش تولید نمی‌کند. در عوض، انرژی را از افراد و محیط اطراف دریافت و تقویت می‌کند. ساکرال باز به معنی نداشتن انرژی نیست؛ یعنی سطح انرژی‌ات بسته به اینکه با کی هستی تغییر می‌کند. مراکز تعریف‌شده ویژگی‌های قابل اتکای تو هستند. مراکز تعریف‌نشده جایی هستند که بیشتر به یادگیری، حکمت و همچنین شرطی‌شدگی باز هستی. حکمت مراکز تعریف‌نشده از تجربه می‌آید: چون بیان‌های مختلف آن انرژی را نمونه‌برداری می‌کنی، سرانجام می‌توانی درباره‌اش حکیم شوی. تله این است که با انرژی‌ای که مال تو نیست هم‌ذات‌پنداری کنی و از تلاش برای حفظش فرسوده شوی.

چطور تیپ طراحی انسانی‌ام را پیدا کنم؟

به سه اطلاعات نیاز داری: تاریخ تولد، ساعت تولد و مکان تولد. این‌ها را در ابزار طراحی انسانی مثل همین صفحه وارد کن و نرم‌افزار بر اساس اینکه کدام مراکز، دروازه‌ها و کانال‌ها در بادی‌گرافت فعال هستند تیپت را تعیین می‌کند. تیپ از پیکربندی مراکز تعریف‌شده و اتصال موتورهایشان به مرکز گلو مشخص می‌شود. ژنراتورها مرکز ساکرال تعریف‌شده دارند. ژنراتورهای تجلی‌گر ساکرال تعریف‌شده با اتصال موتور-به-گلو دارند. منیفستورها اتصال موتور-به-گلو دارند بدون ساکرال تعریف‌شده. پروژکتورها نه تعریف ساکرال دارند نه اتصال موتور-به-گلو. بازتاب‌گرها هیچ مرکز تعریف‌شده‌ای ندارند. دقت ساعت تولد مهم است: محاسبه طراحی (۸۸ درجه قوس خورشیدی قبل از تولد) حتی با تغییرات کوچک ساعت جابه‌جا می‌شود و ممکن است فعال‌سازی دروازه‌ها و احتمالاً تیپ، پروفایل یا مرجعت را تغییر دهد.

اهمیت عدد پروفایلم چیست؟

پروفایل به صورت دو عدد بیان می‌شود (مثل ۳/۵، ۱/۳ یا ۶/۲) و لباسی که در زندگی می‌پوشی را توصیف می‌کند: چطور یاد می‌گیری، با دیگران تعامل می‌کنی و هدفت را محقق می‌کنی. عدد اول از خط دروازه خورشید شخصیت (آگاه) و دوم از خط دروازه خورشید طراحی (ناخودآگاه) می‌آید. شش خط وجود دارد و هر کدام ویژگی‌های متمایزی دارند. خط ۱ محقق است که به پایه محکم دانش نیاز دارد. خط ۲ گوشه‌نشین است، ذاتاً با استعداد اما نیازمند تنهایی. خط ۳ آزمایشگر است که از طریق آزمون و خطا یاد می‌گیرد. خط ۴ فرصت‌طلب است که از طریق شبکه‌ها و روابط عمل می‌کند. خط ۵ نجات‌دهنده است که دیگران انتظار حل مشکل از او دارند. خط ۶ الگو است که در سه مرحله زندگی می‌کند: آزمایش (تولد تا ۳۰)، عقب‌نشینی به پشت‌بام (۳۰ تا ۵۰) و قدم گذاشتن به حکمت (بعد از ۵۰). پروفایل شکل تعامل تو با جهان و انتظارات دیگران از تو را می‌سازد.

آیا طراحی انسانی برای تصمیمات شغلی کمک می‌کند؟

طراحی انسانی چارچوبی برای هم‌راستایی شغلی بر اساس تیپ و مرجعت ارائه می‌دهد، نه تست‌های استعداد یا روندهای بازار. ژنراتورها وقتی کاری پیدا کنند که پاسخ ساکرال‌شان را فعال کند شکوفا می‌شوند. رشته خاص کمتر اهمیت دارد تا اینکه آیا وظایف روزانه رضایت واقعی تولید می‌کنند. ژنراتوری که از تحلیل صفحه‌گسترده روشن می‌شود هم‌راستاتر از کسی است که خودش را مجبور به نقش پرستیژی می‌کند که ناکامش می‌کند. پروژکتورها برای هدایت و مدیریت طراحی شده‌اند و در نقش‌هایی که تخصص‌شان شناخته شود عالی هستند: مشاوره، کوچینگ، آموزش، مدیریت. با ساعات کمتر و تأثیر بیشتر بهتر عمل می‌کنند تا خرد کردن خود در هفته کاری استاندارد. منیفستورها به استقلال نیاز دارند. نقش‌هایی با سلسله‌مراتب سخت و تأییدهای مداوم خشم تولید می‌کند. وقتی بتوانند مستقلاً پروژه‌ها را آغاز کنند شکوفا می‌شوند. تصمیمات شغلی باید از فیلتر مرجعت بگذرند: مرجع عاطفی یعنی روی پیشنهاد شغلی بزرگ بخواب، مرجع ساکرال یعنی پاسخ شکمی‌ات را چک کن. طراحی انسانی شغل‌های خاص تجویز نمی‌کند بلکه کمک می‌کند تشخیص دهی کدام فرصت‌ها با انرژی‌ات هم‌راستاست و کدام تخلیه‌ات می‌کند.